تازهترین دیدگاه
داستان شبیه انتخابات اخیر است. به جای الک دولک بگذارید انتخابات, می شود همان.
143 روز
موضوع بسیار مهمی است. به نظر من رسیدن به اعداف نهایی زمان بسیاری خواهد برد و نیازمند تلاش بسیاری است. اگر جنبش مردم به نتیجه ای برسد و جمهوری اسلامی ساقط شود در مرحله اول مردم به تسویه حسابهای باقی مانده می پردازند بعد از آن باید دید که چه کسانی قدرت را در دست خواهند گرفت. اگر شانس بیاوریم و افراد بعدی کمی دموکرات تر باشند. شاید اولین گامی که می توان بر داشت حرکت در جهت آزادی بیان باشد. اگر آزادی بیان و امنیت مردم در قبال ابراز عقیده و بیان تضمین شود آنگاه به تدریج می توان به هر هدفی دست یافت. در مجموع کاملا موافقم که ایرانیان سکولار باید با هم و با همه مردم متحد باشند.
214 روز
انقلاب زمانی آغاز می شود که قدرت مطلقه متزلزل می شود، فرو می پاشد و قیام مردم وضعیتِ خلآ قدرت یا آزادی را به وجود می آورد. انقلاب زمانی به پایان می رسد که فضای خالی قدرت دوباره اشغال می شود، قدرت جدید برقرار و آزادی های موقتی نسخ می شود. انقلاب، لحظه ی کوتاه آزادی و رهایی از قدرت و سلطه ی آن است. در فاصله ی زمانی میان فروپاشی قدرت میرنده و برآمدن قدرت جدید. قدرتی که خود را برخاسته از انقلاب می خواند. قدرتی که به نام انقلاب و به بهانه ی حفظ و تداوم انقلاب، کمر به سرکوب و نابودی انقلاب می بندد. این را «دولتی شدن انقلاب» یا «یخبندان انقلاب» نیز نامیده اند(6).
انقلاب ایران با نخستین تظاهرات ادواری بر ضد رژیم شاه، از دیماه 1
366 روز
سپس این که هر انقلابی تئوری انقلاب را به چالش می کشد، زیر سوأل می برد و دگرگون می سازد. انقلاب، پدیداری نو، بی سابقه و بدعت گذار است و در الگوی تئوری انقلاب موجود، که رو به نمونه های گذشته دارد، جای نمی گیرد.
366 روز
از این رو، پروژه ی سوسیالیسم آزادی خواه (غیرتوتالیتر) که در نوزایش خود به سر می برد، در شرایط امروز ایران نمی تواند راهکار بلاواسطه جنبش قرار گیرد.
366 روز
در نتیحه، مخالفت و مبارزه با بنیادگرایی اسلامی و دین سالاری در هر جا و مکان در سراسر جهان، از غزه تا قندهار، وظیفه ی هر انسان آزادی خواه است.
366 روز
زمانی که مشکلات اجتماعی و سیاسی راه حل خود را از طریق مذاکره و گفتگوی دموکراتیک نمی یابند و مردم ناگزیر به خیابان متوسل می شوند، این احتمال همواره وجود دارد که قدرت برای سرکوب انقلاب به قهر توسل جوید و انقلاب نیز برای دفاع از خود دست به مقاومت قهری و چه بسا تهاجم قهری زند.
366 روز
به طور کلی، قهر قبل از انقلاب در جامعه وجود دارد و یکی از علل بروز انقلاب می شود.
366 روز
یک ایمیل برات زدم. لطفن ایمیلت رو چک کن.
419 روز
درود بر مجنون عزيز
با از كار افتادن فري گيت بر گرفتاري هاي ديگرام گرفتاري فيلترينگ هم اضافه شد!
فعلا دنبال راه حل مناسب ام. از آن پس بيشتر لينك خواهم گذاشت.
...
ضمنا لينك هايي كه گذاشته اي بسيار جالب است. ممنون
419 روز
ایینجا
http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=56685
421 روز
سوزناك بود و براي من سوزناك تر :(
433 روز
نه من این را ندیده بودم. خیلی ممنون که گفتید. در اولین فرصت نگاهش می کنم. یکی از هدفهای اینجا هم اینه که منابع رو با هم به اشتراک بزاریم تا بقیه هم مطلع بشند. فکر کنم خوب هم باشه اگر لینکش کنید. :)
439 روز
بله در این مورد هم موافقم که دین برخی از خصوصیت های روانی بسیار عمیق انسانها را به نفع خود بکار می برد اتفاقا سخنرانی زیر را شاید دیده باشید. به مقوله گرایش به دین از دیدگاه روانشناسانه برخورد می کند. مساله اینست که بسیاری از باور های دینی ریشه در احساسات کودکی انسانها دارند و برداشت من از برخورد با بسیاری از افراد اینست که خدا برای بسیاری نقش پدر یا مادر مهربان و گاهی ترسناک را دارد و آن را جزیی از هویت خویش می دانند... اگر چه دین در احساسات ریشه می دواند با اینهمه من فکر می کنم که روشنگری واقعی باید عقل بالغ و منطق و خرد مردم را مخاطب قرار دهد... چون ایراد من به دین علاوه بر محتوای پیام و نتایج آن، نوع تاثیر گزاری دین است که نا منصفانه و تحمیل گر است خصوصا برای کودکان.
http://richarddawkins.net/article,3373,Why-we-believe-in-gods,J-Anderson-Thomson
441 روز
در مورد شریعتی نمی دونستم و نمی دونم. راستش زیاد باهاش آشنایی ندارم.
اما در مورد اینکه چگونه میشود روشنگری کرد به نظر من روش دیگری هم هست که میشود در نظر گرفته شود و آن روان انسان است. بسیاری از دین مداری ها بر پایه یک رابطه عاطفی یا تعریف کردن کیستی خود در درون آن است. اگر روش اندیشیدن عوض شود باورهای دینی به عنوان محصولی از ذهن دینی دیگر تولید نخواهند شد. اگر چنین هم نشود هر چه به ذهن جدا شده از دین بدهید , از ان دین نوین می سازد. مثلن اتفاقی که با کمونیسم در ایران افتاد. یکی از خصوصیات ذهن دینی مطلق نگری آن است که این می تواند از علوم طبیعی هم دین بسازد. می شود روانشناسی را هم مورد به عنوان ابزار قرن بیستمی بکار برد.
441 روز
بله موافقم که روشنگری و اصلاح دینی ذاتا با هم تفاوت دارند. مسلما یک فرد متدین اصلاح گری را در چارچوب دین می خواهد با کم و بیش تغییری در حاشیه دین تا فضا را کمی برای تعابیر دیگر باز تر کند و به خیال خود دین حقیقی را از پیرایه ها می آلاید اما از آن چارچوب خارج نمی شود و به روشنگری نمی پردازد. همانطور که پروتستان ها خارج از مسیحیت نیستند بلکه در برخی جنبه ها معتقد تر هم هستند. ولی منظور اینست که همین تلاشهای درون دینی در اروپا به روشنگری کمک نمود شاید در ایران هم چنین استفاده ای از اصلاحات بتوان نمود. به عنوان مثال بسیاری از اصلاح طلبان امروزی وامدار نظریات شریعتی هستند و با آنکه به نظر من شریعتی فرسنگ ها از روشنگری و روشن فکری فاصله داشته است با اینحال انتقادات تاریخی بسیار تند و تیزی نسبت به تشیع دارد که مطرح شدن دوباره آنها بسیار می تواند موثر باشد. جالب اینست که حتی سفت و سخت ترین هواداران شریعتی هم هیچگاه جرأت نمی کنند ایرادات تاریخی او نسبت به تشیع را بازگو کنند و حق با شماست که همه اصلاح طلبان مذهبی در زمینه تاریخ به شدت محافظه کارانه عمل می کنند.
442 روز
دسته دیگر بیشتر به علت رابطه عاطفی یا هویتی که با دین دارند بیشتر دنبال تطبیق دین با زمانه جدید هستند و در این مسیر هم به تفسیر دین متوسل می شوند. اینان چون از منظر حفظ و نگهداری دین اقدام می کنند به نظر من حتا به سختی هم می توان گفت که در اصلاح دینی جای می گیرند بلکه بیشتر همان نوگرایی به آنها می خورد. اینان وارد زوایای تاریخی جهت روشنگری نمی شوند. مثال این اصلاح گرایان هم امروزه زیاد است .
به نظرم ذات روشنگری با تفسیر هم متفاوت است.
442 روز
ولی اصلاح گران و دگر اندیشان مذهبی با توجه به تخصصشان در حوزه دین می توانند از طریق کنکاش های تاریخی به روند آزادی خواهی و حقیقت جویی یاری رسانند.
--------------------------------
البته اگر بخواهیم در این زمینه دقیق تر باشیم بیایید اصلاح گرایان دینی را تقسیم بندی کنیم. اصلاح گرایانی که درمی یابند ریشه بدبختی جامعه در تفکر دینی است و می پندارند که از درون دین می توانند مفاهیم مدرن را جاگذاری نمایند. اینان در نزدیک شدن به مرزهای عبور از دین واهمه ندارند یا کمتر دارند. این گروه ممکن است با رجعت به تاریخ بخواهند روشنگری کنند. شاید مثلن بگوییم سید جمال اسدآبادی. در مورد این مثال مطمین نیستم چون آفاری از او نخواندم از شدت کمبود چنین اشخاصی و با توجه به پس زمینه تاریخی گفتم.
442 روز
اگر از سرویس وبلاگهایی که سرور انها در خارج از ایران هستند استفاده کنید امن تر نیز است
443 روز
آقا مجید بلاگ ظاهرن مسدود شده.
444 روز
خالد شیخ محمد، سومین رهبر القاعده که در پیشاور دستگیر شد، هر گونه دیدار با اسامه بن لادن را بعد از حادثه 11 سپتامبر تکذیب کرد اما در عین حال اعلام نمود که اسامه زنده است و آنها با هم تماس داشته اند. او اعتراف کرد که آخرین نامه را از طرف اسامه از طریق پیک دریافت کرده است.
او همچنین اعتراف نمود که در آخرین جابجایی اسامه بن لادن از کوههای تورا بورا به سمت وزیرستان (مناطق قبائلی) جلال الدین حقانی، دو افغانی، محمد رحیم و امین الحق و یک بلوچ ایرانی به نام احمد الکویتی او را همراهی می نمودند.
448 روز
طالبان به شکنجه و قتل مخالفان خود معروف شدند. یکبار تعدادی ایرانی را در کانتینری زندانی و گرسنه و تشنه نگاه داشتند و سپس با کلاشینکف به آنها تیراندازی و آنها را کشتند
448 روز
همین مطلب در سایت سکولاریسم نو
http://www.newsecularism.com/2008/1208-A/120908-Kolbe-ye-Majnun-Federalism.htm
456 روز
مطالب بیشتر به همراه عکسها را می توانید در اینجا ببینید.
http://tellthechildrenthetruth.com/gallery/
463 روز
مرسی باز شد خوندم جالب بود.
463 روز