
این نامه مردم روستا را از ترک روستا منصرف میکند و باعث میشود تا آنها مطمئن شوند که حملهای در کار نخواهد بود. اما در روز 11 شهریور ماه روستا محاصره میشود در حدود ساعت یک بعد از ظهر، حدود صد نفر ملبس به یونیفورمهای سپاه با اسلحههای ژ3و قمه وارد روستا میشوند محمود مستورزاده روحانی روستا که متوجه نیت عوامل مسلح شده بود قرآن را بر میدارد و از آنها میخواهد تا شفاعت قرآن را قبول کنند و از کشتار مردم صرف نظر کنند، اما افراد مسلح وی را میکشند و سپس سرش را میبرند. کسانی که توانستند خود را پنهان کنند و یا اینکه بگریزند جان سالم بدر میبرند و بقیه ساکنان روستا که 68 نفر بودند، در عرض سه ساعت قتل عام میشوند. افرادی که توانسته بودند از روستا فرار کنند به کوهستان بوداخ پناه میبرند.
اقدامات و تحقیقات بعد از کشتار
ابوالحسن بنی صدر که در آن زمان روزنامه انقلاب اسلامی را در اختیار داشت در چند سطر به این فاجعه پرداخت و عاملین این جنایت را افرادی خارجی و خارج از مرز قلمداد کرد.
...
فضلالله صلواتی نیز به بی خبر ماندن دولت موقت از این رویداد و سایر موارد درگیریهای مرزی اشاره میکند.
حمزه شريفي 15 ساله دانش اموز سال سوم راهنمائي درباره انچه ساعت يك بعدازظهر روز 11 شهريورامسال گذشت اینچنین میگوید:
...تمام اطراف ده را با تانك و توپ محاصره كرده بودند، و ساعت يك بعدازظهر عده اي حدود صد نفر بهمراه شخصي باسم قادري، بشكل مجاهدين پاسدار، بخانهها ريختند و هر كسي را دم دستشان ديدند، كشتند و سر بريدند. روحاني ده، با يك جلد قران، نزد انها رفت و قسم خورد كه مردم اين ده هيچ تقصير و گناهي ندارند. مهاجمين روحاني ده را فوراً كشتند و سرش را بري
به من نشان ندهید.
کارمندان روابط عمومی اصلاح طلبان كه به اقتضای شغل خود می كوشند تا از رهبران این جناح چهره ای هرچه مقبول تر به دیگران عرضه بدارند گفتگویی با كروبی ترتیب داده اند تا وی را گامی به جدایی دین و دولت نزدیك كنند و اگرنه پشتیبانی از سكولاریسم، لااقل این تأییدیه را از او بگیرند كه اگر مردم حكومت سكولار بخواهند با آن مخالفتی نخواهد داشت. البته همین مانده بود كه شیخنا بگوید اگر مردم هم خواستند من جلویش می ایستم! ولی به هر حال همین كه گفته و بالاخره بعد از اصلاح طلبان خارجه نشین هم گفته، خود نشانۀ دیگری است از این امر كه علیرغم بی حركتی ظاهری جنبش اعتراضی، خواست جدایی دین و دولت نه فقط مانند تیزاب پایه های مشروعیت حكومت را خورده بلكه سرمایۀ مخالف نمایان اسلامگرا و اصلاح طلب نظام را هم مورد تهدید قرار داده است و صورت معیار حداقل برای جدی گرفته شدن در میدان مبارزه را پیدا كرده است. همه درك كرده اند كه برای ماندن در این میدان باید به این سو رفت و این شعار اساسی را كه نقش تعیین كننده خواهد داشت، به نحوی پذیرفت .
به من نشان ندهید.