در این یکسال تجربه کردیم و آموختیم که تنها در یک بستر عرفی و سکولار است که راه آزادی هموار میشود، آموختیم که آسمان اندیشه های مذهبی برای اداره کشور از سقف کوتاهی برخوردار است که حتی دین باوران هم مجال و توان زیست و بقا در این عرصه را ندارند
آموختیم به جامعه ای بیندیشیم که حق و حقوق شهروندی حرف اول را بزند. جویای پاسخ های زمینی برای پرسش های این جهانیمان باشیم. دیگر افیون جوابهای آسمانی راهگشای جوانان فرهیخته ایران که بی اغراق به لحاظ علمی شانه به شانه پیشرفته ترین جوانان کشورهای پیشرفته جهان میسایند ، نیست
اکنون در تدارک این سفر سمبلیک و اعتراضی هستیم
رئیس دولتی خونریز به نیویورک می آید که بار دیگر دروغ و پلشتی تاریخی افکار واپسگرایش را غرغره کند. بی شک جهانیان به خوبی واقفند که این حقیر مردک ارزش این همه تلاش را ندارد، ولی آنچه اهمیت دارد نه بزرگ ما به سفیر رژیم غارتگر و تجاوزگر به حقوق انسانی مردم ماست
نهال سفر سال گذشته نیویورک در زمینی کاشته شد که باور داشت اختلاف در نظر ما نمی تواند و نباید مانع از اتحاد در عمل ما شود و حاصل آن سفر پیوندی شد که هنوز باور وحدت و کار مشترک سرلوحه حرکت امروز ماست
به من نشان ندهید.
جولیان آسانژ، یکی از موسسان وبسایت افشاگر ویکی لیکس، در گفتوگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی میگوید که فعالیتهای او بر اساس دیدگاه باستانی کشف حقیقت استوار است. او میافزاید که بسیاری از منابع ترجیح میدهند که اطلاعات خود را در اختیار وبسایت وی قرار دهند چون او قادر است به نحو بهتری از هویت و حقوق آنها حفاظت کند.
دیدگاه یا فلسفهای که ویکی لیکس بر آن مبنا بنا شده یک دیدگاه باستانی است و آن این است که برای اتخاذ هر تصمیم درست ابتدا باید از تمام اطلاعات و حقایق مربوط به آن آگاه شد. و برای اتخاذ یک تصمیم عادلانه باید از تمام موارد حقکشی و ظالمانهای که روی میدهد با خبر بود. به عنوان یک گروه فناور و پژوهشگر ما به خوبی میدانیم که اصلاحات بزرگ و واقعی فقط زمانی اتفاق میافتند که مردم به طور کلی و تصمیمگیران به طور مشخص واقعا از تمام حوادث و حقایق با خبر باشند.
به من نشان ندهید.

در یکی از این اسناد که توسط معاون سفیر آمریکا در کابل نوشته شده، عنوان میشود که «دولت ایران گامهای جدیدی در بیثباتی افغانستان برداشته و نفوذ خود را در این کشور افزایش داده است».
بر اساس همین گزارش دولت ایران با پرداخت رشوههای کلان به برخی نمایندگان مجلس افغانستان سعی در برکناری نمایندگان اصلاحطلب این کشور دارد.
ایران که از سرنگونی حکومت طالبان به دست نیروهای آمریکایی خشنود است، هرگونه تلاش علیه دولت حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان را رد میکند.
در بخش دیگری از این گزارش به نقل از نیروهای اطلاعاتی ارتش آمریکا آمده است، که در ماه مارس ۲۰۰۹ یک گروه صد نفری از نیروهای غیر افغانی طالبان به منظور انجام عملیات انتحاری از خاک ایران وارد افغانستان شدند.
ژنرال استنلی مککریستال، فرمانده نیروهای ائتلاف در افغانستان نیز در ماه مه همان سال با استناد به مدارک ارتش این کشور از ورود نیروهای آموزش دیده طالبان از خاک ایران به افغانستان خبر داده بود.
در بخش دیگری از این گزارش که مربوط به فوریه سال ۲۰۰۵ است، آمده است که رهبران طالبان به منظور آمادگی برای عملیات نظامی علیه نیروهای ائتلاف در ولایات هلمند و اروزگان به طور مرتب بین ایران و افغانستان در تردد بودهاند.
همچنین در بخشی از این گزارش آمده است که دولت ایران به رهبران طالبان پیشنهاد کرده تا در ازای کشتن هر سرباز افغان مبلغ ۱۷۴۰ دلار و در ازای کشتن هر مقام دولتی این کشور مبلغ ۳۴۸۰ دلار بپردازد.
این گزارش جنجالی از کمک مالی دولت ایران به گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، نیز خبر داده است.
همچنین بر اساس این گزاش گفته میشود
به من نشان ندهید.
گزارش گروه پژوهشی آکسفورد خاطر نشان میکند که واکنش ایران به حمله احتمالی اسرائیل خروج سریع این کشور از پیمان منع گسترش سلاحهای تسلیحاتی، ان پی تی، و اقدامات عاجل برای تولید سلاح هستهای با هدف پیشگیری از وقوع حملات بعدی خواهد بود.
اقدام دیگر ایران ممکن است حملات موشکی به خاک اسرائیل، بستن تنگه هرمز و در نتیجه افزایش شدید بهای نفت خام و جمله به تأسیسات شرکتهای غربی در میادین نفتی خلیج فارس باشد.
گزارش گروه پژوهشی آکسفورد میافزاید که اسرائیل پس از دور اول حملات به تأسیسات هستهای ایران برای جلوگیری از توسعه سلاحهای هستهای در آن کشور مجبور خواهد شد که به طور متناوب اهدافی را در ایران مورد حمله قرار دهد. واکنش ایران به این حملات نیز طولانی مدت خواهد بود که پیامدهای منطقهای و جهانی خواهد داشت.
در پایان این گزارش آمده است که گزینههای دیگر غرب در مقابله با خطر هستهای ایران دو چندان کردن تلاشها برای حصول به یک توافق و یا پذیرش این موضوع است که ایران در نهایت صاحب سلاح هستهای خواهد شد بنابراین بهتر است که غرب از این موضوع به عنوان وسیلهای برای آغاز روند خلع سلاح هستهای در منطقه خاورمیانه بهره جوید.
به من نشان ندهید.
Last week, Iran's opposition leaders Mir-Hossein Mousavi and Mehdi Karoubi canceled anti-government demonstrations timed to commemorate the anniversary of last year's disputed presidential election. Secretary of the State Hillary Clinton called the cancellation "regrettable," but missed the larger point. The reform these two men offer is not what the majority of Iranians want: They want an end to the current Islamic regime.
One year ago, the Obama administration missed an opportunity to support Iran's uprising. They mistakenly calculated that back-door negotiations with Iran's clerics and promises made by its rulers would bring cooperation on the nuclear issue. The Americans were duped and now find themselves grasping for another chance to support an Iranian uprising.
s.
به من نشان ندهید.
او به اين پرسش که « آيا به خاطر انتقادهای شديدش نگران جان خود نيست»، پاسخ داد: «اگر قرار باشد من و يادگارهای نسل پيشين که بايد جوانترها را راهنمايی کنيم به دليل ترس از خطر کوتاهی کنيم، پس چه کسی اين کار را انجام دهد. اين وظيفه ای است که نمی توان به خاطر خطر جانی از زير بار آن در رفت. همه کسانی که تحولی فکری به وجود آوردند همين شرايط را داشتند. وقتی من کتاب توضيح المسايل را نوشتم، حتی نزديک ترين کسان من گفتند اين را منتشر نکنم و يا آن را امضا نکنم چون خطر دارد. ولی من به آنها گفتم اگر بنا باشد کسی در تاريکی مبارزه کند بايد مانند سرباز حرف خود را بزند و به ميدان بياد. اين ريسکی است که من کرده ام و قبول دارم، منتها چيزی که مرا راضی می کند اين است که حرف گفته شده است.»
به من نشان ندهید.
در سوگِ دکتر شجاع الدین شفا
زندگانی ی پر بارِ دکتر شجاع الدین شفا شخصیتِ آزادیخواه و استاد ِ بزرگ ادبیاتِ ایران، به سر آمد.
ما در سوگ ِ او خود را انباز می دانیم نه تنها با خانواده، خویشاوندان، دوستان و شاگردان ِ او، بل که با همه ی آزادگان و آزادیخواهان و دوستدارانِ فرهنگ و ادبیات ِ ایرانی.
هفدهم آوریل۲۰۱۰
بیدرکجا
شهلا و سیاوش عبقری، خسرو باقرپور، سبا و اسماعیل خویی، صمصام کشفی،...
به من نشان ندهید.
شجاع الدین شفا، ادیب، پژوهشگر و مترجم سرشناس ایرانی در پاریس درگذشت. شجاع الدین شفا در سال 1297 هجری شمسی در قم متولد شده بود. او تحصیلات عالی خود را در رشته ادبیات فارسی پس از دانشگاه تهران، در بیروت و پاریس ادامه داد و درجه دکترا دریافت کرد.
شجاعالدین شفا مترجم کتاب هایی چون کمدی الهی ِ دانته، آثاری از گوته، و آندره ژید به زبان فارسی بود. او پیش از انقلاب 57 ایران، سمت های علمی فرهنگی گوناگونانی از جمله ریاست کتابخانه ملی پهلوی را بر عهده داشت. شجاع الدین شفا از دانشگاه های رم، مسکو، اسپانیا و اتریش دکترای افتخاری دریافت کرده بود. او پس از انقلاب نیز کتاب هایی را در زمینه تاریخ اسلام و وضعیت جمهوری اسلامی نوشت.
به من نشان ندهید.
داستان، مثل ماجرای همهء بيانيه هائی که هر روز منتشر می شوند، می توانست به همينجا خاتمه يابد. اما اشتياقی که هموطنانمان از سراسر دنيا و ايران نشان دادند موجب شد که قدمی ديگر در راستای ايجاد تشکيلاتی برای آن دسته از سکولارهای ايرانی که پشتيبان «جنبش سبز» بوده و آن را جنبشی سکولار تلقی می کردند برداشته شود. اين قدم، در طرح اوليهء خود، عبارت بود از اقدام برای گرد هم آوردن سکولارهای پشتيبان جنبش سبز در شهرهای مختلف و ايجاد «انجمن سکولارهای سبز ايران» در شهرهائی که دارای داوطلبانی برای اين مهم بودند. در عين حال، با تصور اينکه می توان منتظر تشکيل اين انجمن ها نشد و بلافاصله کار ايجاد مرکزيتی برای آنها را، با نام «شبکهء جهانی انجمن های سکولار سبز»، آغاز کرد، ديگرباره نامه ای به امضاء کنندگان بيانيه پشتيبانان و نيز 50 تن از امضاء کنندگان بعدی بيانيه، که شناخته شده تر از بقيه بودند، نوشته شده و از آنها خواسته شد که در امر تأسيس چنين شبکه ای و نيز انتخاب اعضائی برای «شورای هماهنگی» ی اين شبکه داوطلب شوند. اين بار سی و دو نفر از مدعوين پا پيش نهاده و موافقت کردند که از ميان داوطلبان عضويت در شورای هماهنگی نه نفر را بعنوان اعضاء اصلی و دو نفر را بعنوان اعضاء علی البدل برگزينند.
بدين سان روندی با مسيری دو گانه اما موازی آغاز شد. از يک سو کسانی که داوطلب تشکيل «انجمن سکولارهای سبز ايرانی» در شهرهای خود بودند به مطالعه و اقدام در اين مورد دست زدند و از سوی ديگر کار اعلام داوطلبی برای عضويت در شورا و سپس انجام انتخابات بتدريج پيش رفت. نخستين انجمن سکولارهای سبز ايران در تاريخ 6 اسفند 88 در تورنتوی کانادا اعلام موجوديت کرد و اعضاء هيئت مديره و رابط خود با شبکهء جهانی سکولار
به من نشان ندهید.
چگونه بايد پيش رفت؟
- ... اولين شرط، امکان ايجاد فضای انتخابات آزاد در ايران است و اولين شرط انتخابات آزاد اين است که من حق داشتهباشم بگويم: رفراندوم بر سر «جمهوری اسلامی آری يا نه». تکليفمان را با اين رژيم از طريق دمکراتيک مشخص کنيم. اگر باور داريم که اکثريت مردم ايران خواهان اين رژيم نيستند، طبيعی است که مرحلهی بعدی، پيشبينی نظام بعدی است. انتخاب يک مجلس مؤسسان، در آن دوران گذار؛ يک حکومت موقت بايستی تشکيل شود، يک دولت موقت، يک دولت ائتلافی برای ادارهی امور موقت کشور در يک زمان حداکثر يک سالونيمه. در اين فاصله احزاب سياسی تشکيل میشوند، مطبوعات آزاد هستند، مردم ايران دائم از بحثهای احزاب سياسی آگاه خواهند شد و شرايط انتخابات اولين مجلس مؤسسان که برای پرداختن به تعريف و طرح قانون اساسیی آيندهی نظام دمکراتيکی که میخواهيم و اميدوارم مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر باشد؛ فراهم میشود. اگر بخواهم نظرخاص خودم را بگويم، دو قانون اساسی که از نظر متن ۹۹ درصدش مشابه است؛ يکی در قالب مشروطهی پادشاهی، يکی در فرم جمهوری و نهايتا با جزئياتی متفاوت درانتخابات رياست جمهوری، يا فرض کنيد نخستوزير به معرض رأی عمومی گذاشته میشود و در يک رفراندوم ثانوی، آن قانون اساسی پيشنهادی و فرم نهائیاش از طريق رفراندوم دوم تثبيت شده و تعيين نوع نظام و محتوای آينده نظام از اين طريق تصويب میشود. مرحلهی آخر، فاز انتخابات اولين مجلس دمکراتيک نظام جديد خواهد بود و انتخابات تشکيل اولين دولت حکومت جديد. احزاب سياسی هم همانطور که گفتم در يک سالونيم آمادهگی يارگيریها و تبليغاتشان را داشتهاند.
به من نشان ندهید.