مبارزه ء بی خشونت بر اصل ساده ای استوار می شود و آن نافرمانی است. اصلی که به ما می گويد مردم هميشه اوامر حاکمانشان را اجرا نمی کنند و گاه قادرند به کارهايی دست بزنند که بر ايشان ممنوع کرده اند. زيردستان از قوانين زبردستان تخطی می کنند. کارگران با اعتصاب خود اقتصاد را فلج می کنند. بورکراتها از انجام دستورات ساده سرباز می زنند. دانشجويان از خطوط قرمزی که برايشان معين شده عبور می کنند. نيروهای انتظامی از سرکوب خودداری می ورزند و حتی دست به شورش می زنند. وقتی همه ء اين اقدامات با هم رخ می دهند مردی که تا مدتی پيش از آن شاه يا ولی فقيه بوده در اندک زمانی تبديل به شهروندی عادی می شود. قدرت سياسی وقتی مردم حمايت خود را از آن دريغ کنند به سرعت از همان می پاشد. هرچند که تمام ساختارارتش ، وسائل نظامی، تانک ها و هواپيماها دست نخورده باقی بمانند. کارخانه ها، ظرفيت صنعتی و لوازم حمل و نقل ممکن است آسيب نبينند و شهرها حالت عادی خودشان را حفظ کنند. مردمی که بر مبارزه ء غير خشونت آميز پايفشاری می کنند از حاکمان و دولت خود همکاری و همياری انسانی اوليه و پايه ای را که هر دولت و سيستمی بدان نيازمند است، دريغ می کنند. اگر اين کار را به دفعات کافی و مدت زمان لازم انجام دهند آن دولت و حکومت خلع يد می شود و فاقد قدرت خواهد بود. اين، اصل اساسی و بنيادين عمل غير خشونت آميز است.
به من نشان ندهید.
ما قبل از سکولاریسم، جدا دین بوده ایم:
فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند- کورش کبیر
ما مردم ایران خواهان حقوق قانونی جدا دین ، عرفی و سکولار هستیم که پایگاه، ریشهٔ تشکیلی و نهادینهٔ دولت مدنی، عرفی و مردم سالار ایران باشد. اینها فشرده و خلاصهٔ حقوق و بنیانهایی هستند که نهادینه کردن آنها در متن و ساختار قانون اساسی ایران خواست و درخواست مردم ایران است. ما خواهان آنیم که هیچ کس و هیچ دستگاهی نتواند خارج از این اصول و قوانین بنیادی و نهادینه انتخاب یا انتصاب شوند، یا قانونگذاری کنند
۱-تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت ملی ایران
۲-احترام به استقلال و تمامیت سایر کشورها و تشویق صلح نزد تمام ملت ها و کشورها
۳-دولت منتخب مردم، از مردم و برای مردم.
۴-سه قوای مستقل مجریه، مقننه و قضاییه با دوره های محدود و پاسخگویی و شفافیت کامل.
۵-عدم وجود ایدئولوژی رسمی ، مثل دین/مذهب یا عقاید ماورای طبیعی.
۶-جدایی کامل و بدون استثنای دولت از دین در تمامی ساختارهای دولت.
۷-جدایی روحانیون، گروه ها، احزاب و سازمانهای دینی/مذهبی از ساختار دولت.
۸- آزادی بیان، اطلاعات، مذاهب، باورها ، رسانه ها و تجمع
۹- برابری امکانات، حقوق اجتماعی و قانونی
۱۰- برابری کامل جنسیتی بدون استثنا
۱۱-بیگناه شمرده شدن تا اثبات جرم. غیر قانونی بودن زندانی کردن به جرمهای عقیدتی و سیاسی
۱۲- تضمین حقوق قانونی و مدنی تمام شهروندان از نظر انسانی، سیاسی، اقتصادی، دینی/مذهبی، اجتماعی و فرهنگی، در چهار چوب قانون اساسی
۱۳-حفظ و بهبود محیط زیست و تلاش ملی در نگهداری آن
به من نشان ندهید.
شنیدن صدای شادمانۀ سُرنا و کرنا، ثانیهای پس از تحویل سال نو در ایران یکی از خاطرهانگیزترین لحظات نوروز است. این سرنا و کرنا به نوازندگی مرحوم علیاکبر مهدیپور دهکردی، همراه با دهل و تنبک علی حیدری سالها از رادیو و تلویزیون ایران پخش میشد و رفته رفته این موسیقی به آهنگ تحویل سال نو تبدیل شد.
سرنا و کَرنا هر دو به معنی بوق و با لغت "Horn" در انگلیسی از یک ریشه است. این سازها در اصل در میان اقوامی که به زبان هندواروپائی اولیه صحبت میکردند، رواج داشته است.
سرنا و کرنا به دلیل این که از شاخ حیوانات ساخته میشد، چنین نامیده شدهاست. شاهد دیگری که به این ادعا مهر تائید میزند، نام ذوالقرنین، به معنی دارندۀ دو شاخ است.
قَرن که مُعَرَّب کَرن است (و ساز کَرنا به آن نام خوانده میشود) به معنی شاخ است. البته سُرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اولیه پیشرفتهتر است، ولی عضوی از خانوادۀ سازهای بادی یا بوقی به شمار میآید.
به من نشان ندهید.
اخیرن آقای اسماعیل نوریعلا پیشنهادی را مطرح کردند مبنی بر تشکیل انجمنهای سکولار در خارج از کشور که بلافاصله با مخالفت رییس حزب مشروطه روبرو شد. به این فکر میکردم که چرا و در پسزمینه چه می گذرد. با توجه به قراین دیگر مانند دورخیز و خرسندی نیروهای چپ برای اعتراضهای کارگری در پیشرو, به یک جمعبندی رسیدم که نام آنرا گذاشتم سیاست حجتی.
در حال حاضر اپوزیسیون با این پیشبینی که وضعیت اقتصادی خراب میشود, مسیر را اینگونه میبیند که کارگران از سر گرسنگی و بیچارگی, «حجت» بر آنها تمام شده و به خیابانها خواهند آمد و این جنبش با گرفتن دمی تازه ادامه پیدا میکند. سازماندهی و هدایت هم احتمالن قرار است که به دست اصلاحطلبان باشد تا آنان با خیال آسوده و بدون واهمه از اینکه کسی بالای دست آنان بلند میشود مشغول براندازی ج.ا شوند!! ظاهرن در همین راستا است که تشکیل انجمن های سکولار زیر سوال میرود. اینکه یک نیروی سیاسی مبنای کارش را بگذارد بر تمام شدن «حجت» بر دیگران اسمش را گذاشتم سیاست حجتی. «حجتی» را از انجمن حجتیه گرفتم به این معنی که آنان میگویند دنیا باید از ظلم و ستم پر شود تا امام زمان ظهور کند. به عبارت دیگر «حجت» بر حضرت ناجی تمام شود تا ایشان دیگر درنگ نکنند و بیایند و دنیا را با شمشیرهای آخته خود به صلح و صفا رهنمون شوند. حال میخواهم از چند زاویه این مبنا را مورد بررسی قرار دهم.
آقای رضا پهلوی در بسیاری از سخنان و پیامهای خود در رابطه با سیاست خارجی خود گفته و میگوید که ایشان به کشورهای غربی پیشنهاد میکنند که آنها به جای معامله و صرف هزینه برای حکومت ایران, از ملت ایران حمایت و پشتیبانی کنند(به نقل از مضمون). من پرسشم به طور مشخص این است که ...
به من نشان ندهید.
در واکنش به این رویکرد طرفداران محمود احمدی نژاد، آیت الله مهدوی کنی در پاسخ به این پرسش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، که «برخی جریانات خواهان حذف چهرهای مانند آیتالله هاشمی رفسنجانی هستند»، گفته است: «این جریانات مهم نیستند و ما همچنان پای سخنرانی آقای هاشمی مینشینیم.»
به من نشان ندهید.
مجید محمدی
در طول جنبش سبز بسیاری از نیروهای عرفیگرای مذهبی و غیر مذهبی از حمایت همه جانبه و نامشروط از موسوی و کروبی و خاتمی و به طور کلی اصلاح طلبان مذهبی خود داری و نیز با سخنان و مواضع برخی از نیروهای مذهبی داخل و خارج کشور مخالفت کردهاند. ریشهی این مخالفتها نگرانی از مصادرهی جنبش سبز توسط اسلامگرایان و نیروهای مذهبی باورمند به اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی است؛ یعنی همان احساسی که نیروهای چپ، لیبرال و غیر مذهبی از مصادرهی همه جانبهی انقلاب ۱۳۵۷ و اسلامی اعلام کردن آن و سپس انحصار قدرت پس از استقرار رژیم تازه داشتند. آیا این احساس در شرایط امروز زمینهای در واقعیت دارد؟ چگونه و با چه ملاکهایی می توان اسلامگرایان را از غیر اسلامگرایان مذهبی تشخیص داد؟
به من نشان ندهید.
با یاد جان باختگان ملت و زندانیان سیاسی
نوروز خجسته و سال نو همگی شاد باد.
به من نشان ندهید.
شهرزادنیوز: برای نخستین بار یک اپرای ایرانی در آلمان به روی صحنه می رود. تئاتر شهر اُزنابروک، روز شنبه آینده اپرایی به نام "ندا"، کار آهنگساز ایرانی، نادر مشایخی، را به نمایش می گذارد.
مشایخی گفته است که این اپرا بر اساس داستانی از نظامی تنظیم شده و تیتر آن باید یاد آور ندا آقا سلطان باشد که در جریان تظاهرات اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری، به ضرب گلوله یک بسیجی به قتل رسید.
مشایخی در آلمان چهره ناشناخته ای نیست. او بارها در جشنواره مشرق زمین، جشنواره ای مشترک از هنرمندان شرق و غرب، شرکت داشته و در سال 2007 نیز به عنوان رهبر ارکستر "ارکستر سمفونیک تهران"، موجبات شرکت ارکستر سمفونیک ازنابروک را در تهران فراهم آورده بود.
کارین مارکوارت، کارگردان اپرا، درباره کار مشایخی گفت که وی پیکره های شگفتی از زنان را آفریده است. اپرای "ایران دخت" پوچینی، نیز بر اساس اثری از نظامی تنظیم شده بود.
مشایخی، 52 ساله، در حال حاضر رغبتی به صحبت درباره موسیقی از خود نشان نمی دهد و در باره وضع ایران، با لحنی شکایت آمیز می گوید: "آنها میخواهند تا کجا پیش بروند؟". وی از دستگیری دوستش جعفر پناهی، کارگردان مشهور سینما، به شدت دلگیر و نگران است.
به من نشان ندهید.