نوری می گفت: «از جمله مواد آن ضلالت نامه [متمم قانون اساسی] این است که حکم و اجراء هیچ مجازاتی نمی شود مگر به موجب قانون(!)... قوه مقننه بدعت و ضلالت محض است، زیرا که در اسلام برای احدی جایز نیست که قانون بگذارد و جعل کند. هر که باشد و اسلام ناتمامی ندارد که کسی بخواهد آن را تمام کند.
«ماده دیگری که در این ضلالت نامه است، آزادی قلم و مطبوعات است... اگر مقصودشان اجرای قانون الهی بود و فایده مشروطیت، حفظ احکام اسلامیه بود، چرا خواستند اساس او را بر مساوات و حریت قرار دهند که هر یک از این دو اصل خراب نماینده رکن قویم قانون الهی است. زیرا قوام اسلام به عبودیت است نه آزادی... آزادی قلم و زبان آن است که فرقه های «ملاحده و زنادقه» بتوانند به آسانی عقاید، نظرات و کلمات کفریه خود را در منابر و لوایح منتشر کنند.»
«آنچه مخالف اسلام است، قانونیت پیدا نمی کند. ای بیشرف! ای بی غیرت! ببین صاحب شرع برای تو شرف مقرر فرموده و امتیاز داده تو را، و تو خودت از خودت سلب امتیاز می کنی و می گویی من باید با مجوس و ارمنی و یهودی برادر و برابر باشم.»
شیخ فضل الله نوری از انقلاب مشروطه به عنوان منشأ فساد یاد می کند. تأسیس مدرسه و آشنایی با علوم جدید را عامل انحراف مردم می داند و می گوید ما نیازی به مشروطه و آزادی نداریم. آنچه جامعه ما نیازمند آن است چوب و فلک و میرغضب است! ...

فرستنده: majnoun | شاخه: تاریخ | 25 روز پیش | (http://www.newsecularism.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

در اين زمينه ادعای ما آن است که در داخل کشور مبارزان سکولار بيشترين اعضاء جنبش سبز را تشکيل می دهند اما در گذشته قادر نبوده و در آينده نيز قادر نخواهند بود رهبران خاص خود را انتخاب کرده و زير پرچم آنها به ساختن يک آلترناتيو سکولار بپردازند. در نتيجه، شرايط حکم می کند که «اين» آلترناتيو (و نه آلترناتيوی که هراسندگان از فردای بی حکومت اسلامی در نظر دارند) در «خارج از کشور» بوجود آيد. و درست به همين دليل روشن است که «هراسندگان» بشدت با شکل گيری تشکلات سکولار در خارج کشور مخالف اند و با استدلال هائی سخيف می کوشند نشان دهند که چنين کوششی يا بی حاصل است و يا به کل مبارزات داخل کشور لطمه می زند. اما براستی، اگر کوشش های ما در اين مسير و با اين هدف بی حاصل است دليل اضطراب شتابناک اين «هراسندگان حرفه ای» از چيست؟ چرا نمی گذارند ما خوشخيالان، در ساحل امن خارج کشور به کوبيدن آب در هاون مشغول باشيم؟ و، از سوی ديگر، توضيح نمی دهند که چرا چنين کوشش های بی حاصلی می توانند به مبارزات داخل کشور آسيب برساند؟ ما اما دليل اين نظر را می دانيم: آيا نه اين که، با وجود يک چنين آلترناتيوی، «رهبران جنبش» وادار می شوند تا مواضع روشن تر و راديکال تری اتخاذ کنند و جلوی معامله گری های احتمالی آيندهء آنان با رژيم (که اميد اصلی «هراستدگان» به آن بسته است) گرفته شود؟ آيا نه اينکه اين چنين جايگزينی (که از هم اکنون روشن است که جز بر پايهء تعهد به اعلاميهء حقوق بشر برای آزادی و دموکراسی نمی خواهد و نمی تواند پا بگيرد) دارای چنان روشنائی خيره کننده ای خواهد بود که رنگ باختگی ِ «رهبری مذهبی جنبش در داخل کشور» را بلافاصله آشکار خواهد ساخت؟

فرستنده: majnoun | شاخه: اندیشه سیاسی | 26 روز پیش | (http://www.newsecularism.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

در یکسال گذشته بسیاری از ما انتقادات مشابه دیگری داشتیم، اما به خاطر جو حاکم و احتراز از متهم شدن به تفرقه اندازی سکوت اختیار کردیم. اما این سکوت تا کجا باید ادامه یابد؟ می‌گوییم نه غزه، نه لبنان، می‌گویند هم غزه، هم لبنان. می‌گوییم اعتصاب غذا، می‌گویند روزه سیاسی. می‌گوییم دین از سیاست جدا، می‌گویند اسلام رحمانی و خرد جمعی توحیدی. می‌گوییم مرگ بر دیکتاتور، می‌گویند دوران طلایی خمینی. می‌گوییم جمهوری ایرانی، می‌گویند بازگشت بی کم و کاست به قانون اساسی. هرچه می‌گوییم و هر حرکتی می‌کنیم، توسط گروهی مصادره می‌شود و اگر اعتراض کنیم متهم به تفرقه اندازی می‌شویم!
به راستی تفرقه انداز واقعی کیست؟ آنهایی که به مصادره گفتار و کردارشان در جهت خواسته های بخشی از جنبش معترضند، یا آنهایی که حرفها و خواسته های دیگران را در جهت اهداف سیاسی خود تغییر داده و میدهند؟ نیروهای دموکرات و سکولار جنبش تا به کی باید چنین روندی را تحمل کنند؟ تا به کی باید در زمین نیروهای اصلاح طلب حکومت و درجهت اهداف آنها به بازی گرفته شوند؟

فرستنده: majnoun | شاخه: وبلاگ ها | 29 روز پیش | (http://23khordaad.blogspot.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

یکی از دوستان چندی پیش پرسید که چرا چیزی نمی نویسم و وبلاگ را به روز نمی کنم و این پرسش که از این به بعد می خواهم کمتر بنویسم یا بیشتر؟ درجا چیزهایی که به ذهنم رسید گفتم ولی بعدن که فکر کردم دیدم این پرسش به نوبه خود پرسش مهمی است که می تواند بازتاب دهنده برخی مسایل موجود در رابطه با دلسردی و انفعال نیروهای سیاسی جوان باشد. عوامل موجود را بر سر این انفعال را از دو زاویه متفاوت می توان نگاه کرد یکی بازدارنده و یکی منفعل کننده.

1. اولین مساله برمی گردد به آرایش نیروهای سیاسی و موضع گیری آنها پشت آقای موسوی. یک تفاوت روانی بین اپوزیسیون خارج از کشور با نسل جدیدتر فعالین سیاسی وجود دارد که مانع درک متقابل و ایجاد هماهنگی می شود. این تفاوت این است که در ایران قشر جوان «آزادی از» قید و بند های خود می طلبد و این کسانی که در خارج نشسته اند و از آزادی های اولیه برخوردارند در مرحله «آزادی برای» انتخاب کردن قرار دارند. که این مرحله از نظر روانی پس آن مرحله اول است. از این دید آنانی که در خارج و سن و سالی از انها گذشته با آن اصلاح طلبانی که در داخل هستند و پایبند ایدیولوژی های خود و همواره در جهت معکوس آزادی خواهی حرکت می کنند پیوند ارگانیک برقرار کرده اند و هم پیمان شده اند و در این میان آزادی خواهان جوان مانده اند حیران که چه کنند. بخاطر همین چیزی برای نوشتن نیست جز اینکه گله و شکایت کنیم که چرا چنین نکردید یا چنان نکردید که خوب دردی از کسی دوا نمی کند.

فرستنده: majnoun | شاخه: وبلاگ ها | 30 روز پیش | (http://majnown.wordpress.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

مسئله را از اول و به صورت ساده شروع می كنم: اسلام چه ارمغانی می تواند به حكومت ارزانی بدارد تا شایستۀ صفت اسلامیش سازد؟ از صحبت اخلاق و درستكاری و... كه از قدیم الایام یكی از سرمایه های اصلی مذهبیان برای جلب مشتری بوده است می گذرم، به سه دلیل. اول اینكه اخلاق خاص اسلام نیست كه هیچ اصلاً خاص هیچ مذهبی نیست تا ورودش به صحنۀ حكومت محتاج دین و مذهب باشد. دوم اینكه در عمل دیده ایم كه اعتقاد مذهبی اؤلیای حكومت (چه صادق باشند و چه نه) الزاماً موجب اخلاقی شدن حكومت نمی شود و اصلاً در هیچ نظامی خصایص اخلاقی حكام به كل نظام منتقل نمیشود. سوم به این دلیل كه نه كار سیاست و نه كار مذهب اصولاً به اخلاق محدود شدنی نیست و هر جا كه قرار بر پیروی از منطق سیاست یا اطاعت از احكام مذهب بود كار نمی تواند فقط به رعایت اصول اخلاقی ختم شود. سیاست و مذهب از دو طرف از حوزۀ اخلاق بیرون می رود.

از این حكایت اخلاق اسلامی كه بگذریم می بینیم آنچه كه اسلام واقعاً می تواند ارمغان سیاست بكند از دو جنس است یكی قوانین اسلام و دیگر اقتدار مذهبی. این دو لازم و ملزوم هم است و هیچكدام هم با دمكراسی مناسبت ندارد كه هیچ در حكم نفی آن است. به عبارت دیگر نه شریعت و نه ولایت، هیچكدام، با دمكراسی سازگار نیست، مخلوطشان كه جای خود دارد.

فرستنده: majnoun | شاخه: اندیشه سیاسی | 32 روز پیش | (http://www.iranliberal.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

اما، اپوزيسيون نمی تواند دست روی دست بگذارد و منتظر شود تا ببيند که آقای موسوی دارد چه می کند. آمديم و، بر خلاف نظر خيلی ها، آقای موسوی و کل رهبری مذهبی داخل کشور موفق نشد تا در ديوار ستبر رژيم رخنه ای ايجاد کند. آمديم و کار داخل کشوری ها به نوعی سازش رسيد، آقای موسوی رئيس جمهور شد و در راه فعال کردن اصول مغفول قانون اساسی کوشيد، به اين امید ـ به زعم من ـ واهی که نوعی حکومت اسلامی ديگر را بر کشور غالب کند، لابد به سبک همان «مدینه النبی» که آقای خاتمی ـ با استفاده از صنعت «تجهل العارف» ـ آن را با «جامعهء مدنی» يکی گرفتار بود. آيا چنين وضعيتی برای نيروهای سکولاری که روند بر فراز شدن و سقوط دولت خاتمی و اصلاح طلبان را ديده اند غايت آرزو است؟ آيا پس از سی و يک سال نبايد پذيرفت که مشکل کشور ما وجود يک حکومت ايدئولوژيک است که توان آن را دارد که در شرايط مختلف برای تنازع بقای خود دست بهر «خدعه» ای بزند؟ آيا با بقدرت رسيدن موسوی و اصلاح طلبان و برقراری حکومتی از نوع خاتمی اهداف اپوزيسيون خارج کشور متحقق می شود؟ البته چه خوب است اگر آقای موسوی گورباچف ايران باشد و، بيرون آمده از دل سيستم، بتواند پايه های سيستم را سست کند. اما بدون وجود يک نيروی منسجم جانشين که از دل رژيم بيرون نيامده باشد چه اميدی می توان به آينده ای دموکراتيک برای ايران داشت؟ و آيا گورباچفيسم ايرانی هم مآلاً به کودتا يا حملهء نظامی نخواهد انجاميد؟
بدين سان، اشتباه محض است اگر فکر کنيم که «تقويت مداران» فرقی با «کناره گيران» و «فلج کنندگان» دارند. آنها همگی ـ در عمل ـ در اردوگاه خاکستری رنگی می گنجند که نمی خواهد بگذارد که «اپوزيسيون خارج کشور زير يک سقف جمع شود تا نيروئی جانشين را بوجود آورد».

فرستنده: majnoun | شاخه: اندیشه سیاسی | 33 روز پیش | (http://www.newsecularism.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

Escape From Freedom (The fear of Freedom)- By Erich Fromm
روانشناسی اجتماعی آزادی و آزادی خواهی با نگاهی به رشد و تکامل روانی انسان که از «آزادی از» شروع می شود و به «آزادی برای» می رسد. با رشد فردیت انسان درجه تنهایی اش رشد می کند و ترس از تنهایی به عنوان عامل بازدارنده ظهور می کند.
می شود با این کتاب آموخت که چگونه از آزادی برای رشد شخصیت بهره برد و در عین حال عوامل بازدارنده آن را نیز مدیریت کرد.
با این کتاب می شود آموخت که چگونه زمینه های روانی فردی بعد از رهایی از قید و بندهای گذشته برای تسلیم شدن به بندهای جدید سبب بازتولید استبداد می شود.

بسیار آموختنی در این کتاب نهفته است که به هر آزادی خواهی کمک می کند تا آزادی خواهی اش را بهتر و عمیق تر بشناسد.
متن انگلیسی این کتاب جز متنهای مشکل نیست. این کتاب به پارسی هم ترجمه شده و موجود است.

فرستنده: majnoun | شاخه: کتابخانه | 35 روز پیش | (http://haraaz.net) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

برخی از سکولارها نيز، در ژست سياستمداران کهنه کاری که در خشت خام «آن» می بينند، توضيح می دهند که، اصولاً و در هر حال، مبارزهء اصلاح طلبان مآلاً به سود سکولارها تمام می شود، چرا که آنان ـ بر حسب مدل مشهور گورباچف ـ از درون خود حکومت برخاسته اند، حريف خود را می شناسند، و راه های مبارزه با آن را بهتر از ما سکولارها بلدند. اما اين فرضيات در صورتی می توانند درست باشند که نشان دهند ـ همچون مورد گلاسنوست دوران گورباچف، که عناصر ضد کمونيستی در همه چيزش هويدا بود ـ اصلاح طلبان ما نيز به حکمت بالغهء سکولاريسم آگاهی يافته و، به لحاظ نشانه هائی قابل اشاره و درک، حکومت مذهبی را به سوی مقصدی سکولار می رانند.
من، بعنوان يک ناظر روزمرهء حرکات اصلاح طلبان به سرکردگی آقايان موسوی و کروبی، هنوز چنين نشانه هائی را در گفتار و کردار اين «رهبران» نديده ام و ـ بر عکس ـ مشاهده ام آن است که هر کجا در اظهارات اين آقايان از ادبيات سکولارها استفاده می شود چند خط بعد ـ با يک ضد حملهء اسلامی ـ زهر آن ادبيات گرفته شده و عقربهء قطب نما سياست حرکت پيگير آنان بسوی حفظ ارکان حکومت مذهبی را نشان می دهد. بخصوص که شرايط کنونی کشور حاکی از آن است که اصلاح طلبان مذهبی ايران اگرچه ممکن است موجب فروپاشيدن «حکومت ولی فقيه» شوند اما قادر به برانداختن مافيای سپاه پاسداران و بسيج اسلامی نخواهند بود و صرفاً از طريق باج دادن به آنها است که خواهند توانست خود را در قدرت مستقر سازند و در عين حال ـ برای اثبات مشروعيت سياسی خود ـ همچنان به منابع اسلامی متوسل خواهند شد.

فرستنده: majnoun | شاخه: اندیشه سبز | 39 روز پیش | (http://www.newsecularism.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

جولیان آسانژ، یکی از موسسان وب‌سایت افشاگر ویکی لیکس، در گفت‌وگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی می‌گوید که فعالیت‌های او بر اساس دیدگاه باستانی کشف حقیقت استوار است. او می‌افزاید که بسیاری از منابع ترجیح می‌دهند که اطلاعات خود را در اختیار وب‌سایت وی قرار دهند چون او قادر است به نحو بهتری از هویت و حقوق آنها حفاظت کند.
دیدگاه یا فلسفه‌ای که ویکی لیکس بر آن مبنا بنا شده یک دیدگاه باستانی است و آن این است که برای اتخاذ هر تصمیم درست ابتدا باید از تمام اطلاعات و حقایق مربوط به آن آگاه شد. و برای اتخاذ یک تصمیم عادلانه باید از تمام موارد حق‌کشی و ظالمانه‌ای که روی می‌دهد با خبر بود. به عنوان یک گروه فناور و پژوهشگر ما به خوبی می‌دانیم که اصلاحات بزرگ و واقعی فقط زمانی اتفاق می‌افتند که مردم به طور کلی و تصمیم‌گیران به طور مشخص واقعا از تمام حوادث و حقایق با خبر باشند.

فرستنده: majnoun | شاخه: اخبار | 40 روز پیش | (http://www.radiofarda.com) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.

ايرج مصداقي فعال حقوق بشر، دهه ۶۰ را در زندان‌هاي نظام اسلامي سپری کرده. او براي كساني كه قتل‌عام زندانيان در سال ۶۷ را پيگيري مي‌كنند نام شناخته شده‌اي است. مقاله‌ها و كتاب‌هاي او در اين ارتباط با سند و مدرك و نشاني دقيق عاملان شكنجه و كشتار جمهوری اسلامی همراه است. مصداقي در گفتگو با خودنویس گفت که غربی‌ها عاملان کشتار را می‌شناسند اما بخاطر منافع‌شان چشم‌پوشی کرده‌اند.


او اين روز‌ها مشغول آماده‌سازي سه جلد كتاب است كه در آمريكا چاپ خواهد شد. علي‌رغم اين گرفتاري پيشنهاد گفت‌وگو را با ما پذيرفت و به پرسش‌هاي خودنويس پاسخ داد كه قسمت اول اين مصاحبه را مي‌خوانيد:

فرستنده: majnoun | شاخه: حقوق بشر | 42 روز پیش | (http://www.khodnevis.org) |
گفتگو  
  به من نشان ندهید.